
کتاب شلوار های وصله دار رسول پرویزی PDF این اثر متشکل از بیست حکایت کوتاه و شنیدنی در مورد مردم جنوب کشور است. طنز گیرا، زبان خالی از تکلف و نگاه انتقادی ، از مهمترین شاخصههای قصههای این مجموعه است . با سایت پروژه وی آی پی همراه باشید.
پیش از انقلاب، جریان غالب در ادبیات فارسی رئالیسم انتقادیای بود که نویسندگانی نظیر احمد محمود، علیاشرف درویشیان ، صادق چوبک و بسیاری چهرههای دیگر ، از نمایندگان شاخص آن به شمار میرفتند . ویژگی مشترک آثار این دسته از نویسندگان، تمرکز بر نابهسامانیهای اجتماعی و دقت در تلخیهای زندگی (خصوصا برای قشر محروم حاشیهنشین و یا روستایی) بود. برخی از مهمترین کتابهای (آثاری چون همسایهها ، شوهر آهو خانم، تنگسیر ، عزاداران بیل، آبشوران و …) ادبیات داستانی معاصر ما، محصول همین بینش و برآمده از دل همین مکتب هستند .
آثار رسول پرویزی نیز در همین دسته قرار میگیرد ؛ با این تمایز مهم که در کارهای وی، عنصر طنز حضوری بسیار پررنگ و شگفتانگیز دارد . قصههای کتاب صوتی شلوارهای وصلهدار، مثال خوبی برای توضیح این مطلبند .
این کتاب در دههی سی ، و در دوران استیلای یأس و رخوت بر فضای روشنفکری ایران منتشر شد ؛ در روزگاری که از قلم نویسندگان و شاعران ایرانی جز شرح مصیبت و اندوه چیزی تراوش نمیکرد . در چنین شرایطی ، رسول پرویزی در کتاب شلوارهای وصلهدار ، قصههایی نوشت بس شیرین و شادی بخش و طناز!
اگرچه خود او اعتراف کرده که انگیزهی اصلیای که او را به سوی نوشتن این داستانها سوق داده ، مشاهدات غمانگیز کودکی و جوانیاش از وضع دشوار اقشار محروم جامعه بوده ، با این حال لحن و حالوهوای روایتهای او به هیچ عنوان به تلخیِ موضوعاتی که برگزیده نیست ؛ به عبارتی ، او کوشیده تا با گزارش طنزآمیزِ دشواریها ، در عین فراهم آوردن تجربهای سرگرمکننده و جذاب برای مخاطب ، نظر او را به سوی برخی معضلهای اجتماعی نیز جلب کند .
بیست قصهی کتاب شلوارهای وصلهدار از زبان راویای بازگو میشوند که خودش کانون اصلی وقایع کتاب است. خانواده، کودکی و رفاقت، سه رکن اساسیِ ماجراهای این اثرند .
علاقهمندان به ادبیات معاصر ایران از گوش سپردن به این اثر لذت فراوانی خواهند برد.
او نویسندهای بوشهری، متولد سال 1298 بود . آثار مهم او در عرصهی داستاننویسی ، دو کتاب شلوارهای وصلهدار و قصههای رسول را شامل میشوند . پرویزی در دورهای فعالیتهای سیاسی نیز داشت ، و مدتی معاونت اسدالله علم را عهدهدار بود . او از نویسندگانی بود که تحت تاثیر آثار جمالزاده روی به فعالیت ادبی آورده بودند ؛ اگرچه رسول پرویزی هرگز به جایگاه بلند نویسندگانی چون هدایت و چوبک که همدورهی او بودند دست نیافت ، با این حال در کارهایش اصالت داشت و هیچگاه مقلد نبود ، و همین کافیست تا از او به عنوان نویسندهای محترم در صحنهی ادبیات فارسی یاد شود . رسول پرویزی در سال 1356 چشم از جهان فرو بست .
برگهای نارنجهای انبوه ، کلاس را تاریک میکرد . تازه تختهسیاه را با نمدپارهی کثیفی پاک کرده بودند ، ذرات گچ در فضای اتاق موج میزد و در ریه های ما شیرجه میرفت . هنوز آقای معلم نیامده بود . سید محمود با سر گردش جلوی من نشسته بود . با مهارت تیغ ژلیت را لای تختهی میز میکرد و بعد، مضرابوار زیر آن مینواخت ، و فورا سرش را روی میز میگذاشت تا آهنگ موزون ساز بچگانهاش را بشنود . اکبر آقا با چاقو اسمش را روی دیوار مجاور میکند ، و به سبک کتیبهنویسان ، گل و بلبل اطراف اسمش میگذاشت . عباس هم با عجله تکلیف عقبمانده را تند و تند مینوشت . «خبردار» ! بچهها دستهجمعی برخاستند . آقای معلم وارد شد و زنگ انشا شروع شد . آقای معلم هفتهی قبل، موضوع انشا را اینطور دیکته کرده بود: «نامهای به پدر خود بنویسید ، و از ایشان تقاضا کنید که پس از امتحانات، در تعطیلات تابستان شما را با خودش به ییلاق ببرد .» …
دیدگاهها
هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.