
کتاب گوته نسل قلم 91 جان گیری PDF کتاب حاضر ، نود و یکمین شماره از مجموعه کتابهای نسل قلم است که طی آن زندگی و آثار گوته بررسی شده است . با سایت پروژه وی آی پی همراه باشید .
(( یوهان وولفگانک گوته )) در 28 اوت 1749 میلادی در فرانکفورت آم ماین ، در خانوادهای مرفه به دنیا آمد .
سالهای سخت زندگی او پر از تغییر و تحول بود . او در کودکی تحت تعلیم پدر قرار گرفت و این دوران را در آرامش گذراند .
گوته در نوجوانی دچار احساسات سرکش و احوال پرفراز و نشیب شد . او در مرحله نخست زندگی با توسل به استعداد شاعرانهاش دنیای درونی خود را محفوظ نگاه داشت .
گوته در زادگاهش زبان لاتینی ، یونانی ، ایتالیایی ، انگلیسی و عربی را آموخت ، سپس به آموزش موسیقی و نقاشی مشغول شد .
او در تمام رشتههای ادبی اعم از نثر و نظم ، نمایشنامه ، داستاننویسی و نقد مهارت داشت .
علاوه بر آن تحقیقاتی از او در رشتههای حقوق ، فیزیک ، پزشکی و طبیعی برجای مانده است .
سرانجام ، گوته در سال 1832 میلادی درگذشت . برخی از آثار او عبارتاند از : ((فاوست)) ، ((اگمونت)) ، ((نامزدی کورنت)) ، ((نغمههای رومی)) ، ((ایفیژنی)) و ((سالهای ویلهم مایستر)) .
کتاب حاضر ، نود و یکمین شماره از مجموعه کتابهای نسل قلم است که طی آن زندگی و آثار گوته بررسی شده است .
یوهان ولفگانگ فون گوته ( Johann Wolfgang von Goethe ) بیستوهشتم اوت سال 1749 در خانوادهای ثروتمند در فرانکفورت آلمان به دنیا آمد .
پدرش ، یوهان کاسپار گوته ، با ثروت فراوانی که از پدر خود به ارث برده ، همیشه در حال خوشگذرانی بود .
مادرش ، کاترین الیزابت نیز دختر ارشدترین مقام فرانکفورت بود . این زوج صاحب هفت فرزند شدند که تنها یوهان و خواهر کورنلیا از میان آنها به سن بزرگسالی رسیدند .
تحصیلات یوهان ولفگانگ فون گوته از طرف پدرش به وی دیکته شد و او از هشتسالگی به یادگیری زبانهای لاتین ، یونانی ، فرانسوی و ایتالیایی پرداخت .
پدرش برای او آرزوهای بزرگی داشت ؛ ازجمله تحصیل در رشتهی حقوق و ازدواجی مناسب برای رسیدن به یک زندگی مرفه و آرام .
یوهان ولفگانگ فون گوته در سال 1765 در دانشگاه لایپزیگ به تحصیل در رشتهی حقوق پرداخت و در آنجا عاشق کاترین ، دختر صاحب مسافرخانه ، شد و یک جلد کتاب شعر به نام آنت را به وی تقدیم کرد .
اما کاترین در نهایت با مرد دیگری ازدواج کرد . این عمل او باعث شد تا یوهان ولفگانگ فون گوته ، یکی از نمایشنامههای خود با عنوان « شرکای جنایت » را بنویسد که با لحنی طنزآمیز ، پشیمانی زنی از ازدواج با مردی اشتباه را به تصویر میکشد .
گوته ، سرخورده از پسزده شدن توسط کاترین ، وقتی به بیماری سل نیز دچار شد ، تنها چاره را بازگشت به خانه دید .
یوهان ولفگانگ فون گوته در سال 1770 به استراسبورگ نقل مکان کرد تا تحصیلات خود در رشتهی حقوق را به اتمام برساند .
در آنجا بود که با فیلسوف و اندیشمند برجسته ، یوهان گوتفرید هردر ، ملاقات کرد .
هردر و گوته به دوستان نزدیکی برای یکدیگر تبدیل شدند و این امر ، تأثیر بسیار مثبتی بر رشد ادبی گوته گذاشت .
یوهان ولفگانگ فون گوته در پی این ملاقات و دوستی ، با ویلیام شکسپیر آشنا شد و به آثار او علاقهمند گردید .
او همچنین راهی درهی راین شد تا ترانههای محلی زنان را شنیده و گردآوری کند و بدین وسیله ، فرهنگ آلمانی را در نابترین شکل آن بهطور کامل درک نماید .
او در دهکدهی کوچک سسنهایم ، فردریکه بریون را ملاقات کرد و عاشق وی شد ، اما تنها بعد از ده ماه او را ترک کرد ، چرا که از تعهد ازدواج وحشت داشت .
بازتابِ ترک زنانی که گوته عاشق آنها میشد ، در آثار او بهوضوح قابل مشاهده است .
یوهان ولفگانگ فون گوته در بازهی زمانی بین سالهای 1771 تا 1776 پربارترین سالهای ادبی خود را طی کرد و آرامآرام به یکی از مهمترین چهرههای ادبیات کلاسیک جهان تبدیل شد .
در این سالها او به خلق اشعار و چندین قطعهی نمایشی بسیار تأثیرگذار دست زد .
اگرچه طی این دوره ، گوته کار در رشتهی حقوق را نیز آغاز کرد و دفتری کوچک در فرانکفورت به راه انداخت ، اما از نوشتن غافل نشد .
گوته در نقش یک وکیل در مقایسه با سایر مشاغلی که تا به آن روز تجربه کرده بود ، موفقیت کمتری کسب کرد .
او در سال 1773 سفری به دارمشتات داشت تا به دادگاه عالی امپراتوری مقدس روم بپیوندد و تجربهی حقوقی بیشتری به دست بیاورد .
در مسیر به سوی دارمشتات ، داستانی دربارهی یک بارون راستکردار و معروف قرن شانزدهم شنید که در مواجهه با ظلم و ناعدالتی دوران خود ، کشته شده بود .
او طی چند هفته ، نمایشنامهای را بر اساس داستان زندگی آن بارون به نام « گوتس فون برلیشینگن » نوشت که در آن میتوان نمایی از ویژگیهای یک قهرمان رمانتیک را مشاهده کرد .
این اثر با وجود نقدهای منفیای که دریافت کرد ، بهزودی در میان نسل جوان و میهنپرست پذیرفته شد و آیینهای جوانمردی قرون وسطی را از نو مطرح ساخت .
در سال 1774 یوهان ولفگانگ فون گوته یکی از بهترین آثار خود را خلق کرد . « رنجهای ورتر جوان » ، شرح رنج و دردهای جوانی به نام ورتر است که تصمیم میگیرد به زندگی خود پایان دهد .
با اینکه این اثر پس از انتشار مورد استقبال بسیاری قرار گرفت اما موضعگیری رهبران مذهبی را به دنبال داشت .
در این دوره همچنین آثار و نمایشنامههای متعددی از گوته به انتشار رسیدند که از آن جمله میتوان به « کلاویگو » ، « استلا » و « اگمونت و نغمههای رومی » اشاره کرد .
یوهان ولفگانگ فون گوته در سال 1794 با شاعر و نمایشنامهنویس پرآوازه ، فردریش شیلر ، ملاقات کرد .
از آن پس این دو نفر همکاری با یکدیگر را آغاز کردند . این همکاری برای هر دو هنرمند ، موفقیتهای بسیاری را به ارمغان آورد .
آنها تئاتر وایمار را به گنجینهای ملی تبدیل کردند . همچنین بسیاری از آهنگسازان برجسته مانند موتزارت و بتهوون از نوشتههای آنان ، که از ادبیات کهن و اسطورههای آلمانی الهام گرفته شده بود ، اقتباسهای فوقالعادهای انجام دادند .
یوهان ولفگانگ فون گوته در این دوران ، مطالب زیادی را به رشتهی تحریر درآورد که از آن جمله میتوان به « مرثیههای رومی خود » که شامل بیستوچهار شعر تأثیرگذار دربارهی سفر وی به ایتالیا بود ، اشاره کرد .
پس از مرگ شیلر در سال 1805 بود که معروفترین اثر خود یعنی « فاوست » را نوشت .
فاوست اثری حماسهگونه است که با به کارگیری شعر و ارجاعات متعدد به فلسفه ، ادبیات و اشعار قرون وسطی و یونان ، مسیرِ سرنوشت فاوست و جستوجوی او برای خوشبختی و دستیابی به ذات حیات را شرح میدهد .
این اثر که اقتباسهای متعددی از آن در قالب تئاتر ، فیلم سینمایی ، اپرا و سمفونیهای مختلف صورت گرفته است ، همچنان در سراسر جهان به اجرا درمیآید .
یوهان ولفگانگ فون گوته علیرغم موفقیتهای متعدد و تأثیرات فراوانی که بر ادبیات و هنر آلمان و جهان از خود به جای گذاشت .
دستاوردهای ادبی خود را مایهی افتخار نمیدانست و در عوض معتقد بود که کارهایش در مقام یک فیلسوف و اندیشمند ، بهویژه در بخش نظریهی رنگها ، میراث واقعی او خواهند بود .
گوته در سال 1807 با کریستین ولپیوس که از دختران بااصالت آن دوره بود ، ازدواج کرد . آن دو صاحب پسری شدند که نامش را آگوستوس گذاشتند .
آگوستوس بسیار زودتر از گوته بدرود حیات گفت . مرگ فرزند ، اثرات جبرانناپذیری بر روحیهی گوته گذاشت .
از دیگر آثار مهم یوهان ولفگانگ فون گوته که در آن سالها به نگارش درآمدهاند ، میتوان به « دیوان غربی شرقی » اشاره کرد .
این اثر ادبی ، دربردارندهی اشعار و حکمت عالی گوته است که آن را با مطالعه و الهام از اشعار حافظ به رشتهی تحریر درآورده است .
یوهان ولفگانگ فون گوته در 22 مارس سال 1832 و در هشتادودوسالگی در شهر وایمار درگذشت .
از جملات پایانی این ادیب پرآوازه در حال احتضار ، نقلهای بسیاری شده است؛ ازجمله : « بگذارید پنجرهها برای بهار باز شوند ! » و « نور فراگیر میشود » ، که در صحت همهی آنها تردید وجود دارد .
گوته در آرامستان تاریخی وایمار به خاک سپرده شد .
جان گری ( John Gray ) متولد هیوستون تگزاس است . تحصیلات گری در زمینهی علم هوش خلاق بوده و مدتی دستیار یکی از استادان معنوی بزرگ هند به نام ماهاریشی ماهش یوگی بوده است .
از این رو ، جان گری به معنویت و مراقبهی متعالی تمایل زیادی داشته و مطالعات خود را در این زمینه گسترش داده و کمکم به یکی از برجستهترین سخنرانان در حوزهی ارتباطات ، روابط کاری و انسانی ، و همچنین روابط زناشویی تبدیل شده است .
جان گری همچنین یکی از اعضای گروه « رهبران تکاملی » است . مکتبی نوظهور که اعتقاد دارند بشر امروز به واسطهی ارتباط با آگاهی درونی به درجهای از تکامل معنوی دست پیدا کرده است .
به اعتقاد ایشان ، انسانها با استفاده از روشهای کسب آگاهی نوین معنوی مانند یوگا ، مراقبه ، قانون جذب ، مثبتاندیشی و … میتوانند مسیر ارتباط با ندای درونیشان را هموارتر کنند و به مرحلهای از تکامل معنوی دست یابند .
اما بیش از همهی اینها ، جان گری شهرتش را مدیون کتاب « مردان مریخی ، زنان ونوسی » است که در سال 2002 منتشر شد و در مدت بسیار کوتاهی به فهرست پرفروشترینهای دنیا راه پیدا کرد .
این کتاب تاکنون به 45 زبان زندهی دنیا ترجمه شده و حداقل بیش از 40 میلیون نسخه فروش داشته است .
جان گری در این کتاب ، سراغ تفاوتهای اصلی مردان و زنان رفته و ادعا میکند ایجاد یک رابطهی پایدار و شاد تنها در صورتی اتفاق میافتد که این تفاوتها از سوی هر دو طرف به رسمیت شناخته و درک شوند .
تنها در صورت پذیرش این تفاوتها و اهمیت به سرشت مردانه و زنانه است که میتوان روابط شخصی و حرفهای را بهبود بخشید .
در این میان ، گفتنی است که باربارا دی آنجلیس ، نویسندهی کتابهایی در حوزهی بهبود روابط خانوادگی ، همسر مطلقهی جان گری است .
از این رو سؤالی که ذهن مخاطبان گسترده و خوانندگان بیشمار این نویسنده را درگیر میکند این است که چطور ممکن است کسی که تا این حد به مسائل و مشکلات روابط زناشویی آگاه است و به درک والایی از تفاوتهای زن و مرد و روش صحیح ارتباط با جنس مخالف رسیده ، خودش در روابط عاطفیاش شکست خورده باشد .
دیدگاهها
هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.